اگر یک اتفاق، زندگی ما را برای همیشه تغییر دهد، آیا روزی دوباره میتوانیم همان آدم قبلی باشیم؟
امروز میخواهیم به شهری برویم در آن سوی دنیا؛
شهری سرد، ساحلی و خاموش در ماساچوست.
اما عجیب اینجاست که برای فهمیدن این شهر آمریکایی،
شاید لازم نباشد فقط به آمریکا نگاه کنیم.
گاهی برای فهم یک فیلم،
باید به خیام برگردیم.
خیام به ما یادآوری میکند که جهان، آنقدر که دوست داریم، قابل توضیح نیست.
که مرگ در فاصلهی بسیار کمی از زندگی ایستاده؛
و انسان، با همهی آرزوهایش، در برابر آنچه اتفاق افتاده، قدرت چندانی ندارد.
لی چند سال بعد از فاجعه، هنوز همانجا ایستاده است.
نه چون نمیخواهد زندگی کند؛
بلکه شاید چون زندگی، دیگر برای او معنای سابقش را ندارد.
و اینجاست که سؤال خیام، تبدیل میشود به سؤال لی:
اگر جهان توضیحی برای رنج ما ندارد،
ما با این رنج چه کنیم؟
BRAND_USER
18 ساعت پیشدرود..خیلی عالی بود مبحث جالبی بود من زخم عمیقی از گذشته با خودم حمل میکنم با اون زندگی میکنم ولی ردش باعث شده برای هر چیزی بی اندازه مضطرب باشم و اخساس کنم برای کوچیکترین مسائل کاش کسی کنارم باشه اما کسی نیست و این حالم رو بد میکنه
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است